بحث در مورد كتاب جنجالي فصل الخطاب في تحريف الكتاب رب الارباب
این کتاب را مرحوم حاجی در سال 1292)ه. ق( در نجف اشرف تألیف کرد و در سال 1298 در کشور عراق چاپ شد. این کتاب با 385 صفحه و سه مقدمه و دوازده فصل و يك خاتمه تدوين شده است که در مورد تاریخ تدوین قرآن کریم و اخبار مربوط به آن است، علامه در اين كتاب 12 دلیل از اصناف اخبار ضعیف و غیر قابل اعتماد برای اثبات تحریف به نقصان، در قرآن کریم اقامه می کند. بیشترین اتکال مرحوم حاجی در این کتاب اخباری است که در کتاب "انوار النعمانیه" مرحوم سید نعمت الله جزایری آمده است. سید نعمت الله جزایری از اخباریون معروف جهان تشیع می باشد و کتاب "انوار النعمانیه" او حاوی مطالبی عجیب و منحصر به فرد است که معادل آن در دیگر کتب روایی یافت نمی شود. زماني كه اين كتاب منتشر و به بازار آمد، احساسات علماي شيعه را برانگيخت تا جايي كه، شيخ محمدبن ابيالقاسم مشهور به معرب طهراني، كتابي به نام، «كشف الارتياب في عدم تحريف الكتاب» (1302 هـ ق) و سيدمحمد حسين شهرستاني (1315 هـ ق) كتابي به نام «حفظ الكتاب الشريف عن شبهه القول باالتحريف» بر عليه فصل الخطاب به چاپ رساندند.و باز دوباره محدث نوري كتابي بر رد كتاب او مي نويسد و جواب او را مي دهد . و شاگردش آقا بزرگ تهراني با مطالعه كتابهاي طرفين كتاب به نام نقد اللطيف مي نويسد و طرف محدث نوري را مي گيرد . هرچند محدث نوري و شاگردش آقا بزرگ تهراني تلاش نمودند كه توجيهي درباره اين كتاب داشته باشند ولي نتوانستهاند قبح اين عمل را بكاهند. مرحوم محدث نوري در جواب اعتراض علامه معرب طهراني ميگويد: «منظور من از تحريف، غير از تحريفي است كه در كتب يهود و ديگران بوجود آمده است بلكه منظورم از تحريف در قرآن، فقط نقصان در قرآن است»
در حالي كه اجماع علما به اين است كه در قرآن زياده و نقصان راه پيدا نكرده است. همچنين، محمدحسين كاشف الغطاء مرجع زمان خود، زماني كه كتاب فصل الخطاب را مطالعه كرد (با وجود علاقه به مؤلف آن) حرمت طبع آن را صادر كرد.
انگيزه نگارش كتاب
محدث نوري اهميت خاصي به روايت اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ ميداد تا
جايي كه او را «اخباري
مفرط» ناميدهاند و از حديث ضعيف و مرسل و منقطع و مبهم استفاده ميكرد. پرسشهايي
از طرف علماي هندوستان به دست محدث نوري رسيده كه چرا نام اهل بيت ـ عليهم السّلام
ـ در قرآن نيامده است؟ و ايشان با نوشتن اين كتاب، درصدد آن بودند كه اثبات كنند
نام اهل بيت در قرآن آمده است ولي مخالفان نام و فضايل ايشان را حذف نمودهاند. او
در فصل نهم كتاب فصل الخطاب ميگويد: «چگونه يك شخص با انصاف ميتواند احتمال دهد
كه خداوند نام اوصياي خاتم پيامبران و دختر ايشان را در كتاب خود (كه سرآمد كتب
پيشينيان است) نياورده باشد. و ايشان را براستي كه گراميترين امتها هستند؛
نشناسانده باشد. در حالي كه اين كار در مقايسه با ديگر واجباتي كه به طور مكرر در
قرآن آمده است از اهميت بيشتري برخوردار است
مرحوم محدث نوری در اواخر عمر از نوشتن این کتاب به شدت پشیمان شد. علامه آقا بزرگ تهرانی که خود از شاگران حاجی نوری بوده است می نویسد: استاد ما حاجی در اواخر عمر خویش می گفت: من در نام گذاری کتابم اشتباه کردم و سزاوار بود نام آن را "فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب" بگذارم، چرا که در آن ثابت می کنم قرآن شریف موجود بین دو جلد که در همه عالم منتشر شده است با تمامی سور و آیات و جملاتش وحی الهی است که هیچگونه تغییر یا تبدیل و زیاده و نقصان از هنگام جمع آوری آن تا به امروز در آن واقع نشده است. من در مواضع متعددی از کتاب به جهت جلوگیری از تیرهای سرزنش و ملامت دیگران در تصریح به عقیده خودم اهمال نمودم، بلکه از روی غفلت برخلاف عقیده خود سخن گفتم.
امام خميني(ره) ميفرمايد: «اخباري كه در تحريف قرآن بدانها تمسك
جسته شده يا ضعيف و غيرقابل استدلال ميباشند يا طبق شواهدي ساختگي هستند و يا
غريب و مايه شگفتي است و اما روايات صحيح از آنها مربوط به تأويل و تفسير ميباشند
كه فقط تحريف در اين مورد ميباشد (معنوي) نه لفظ قرآن .
دلايل محدث نوري براي تحريف قرآن :
1: "محدث نوری" در فصل دوم میگوید: یکی از دلائل تحریف قرآن کریم، عدم استناد جمع قرآن به معصوم (ع) است و از آنجا که نحوه جمع و تألیف قرآن که پس از پیامبر انجام گرفت، طبعاً مستلزم افتادگی برخی آیات کلمات یا جابهجایی آنها میگردد.
براساس روایات و تحلیل تاریخی درباره جمعآوری قرآن درمییابیم که جمع قرآن با درخواست خلفاء و به دست افرادی غیر معصوم، همچون "زیدبن ثابت" جمعآوری و تدوین شده است و احتمال تحریف در قرآن أمری عقلائی به نظر میرسد.
2: شماری از صاحب نظران اهل سنت، یکی از اقسام نسخ در قرآن را «نسخ تلاوت» میدانند و محدث نوری با اشاره به وجود آیات منسوخ التلاوة در قرآن بدون تحلیل آن روایات حکم به تحریف قرآن داده است
3: وی معتقد است وجود مصحف حضرت علی (ع) از دلایل محکم تحریف قرآن است زیرا اگر مصحف امام (ع) منطبق با مصحف شناخته شده مردم آن عصر بود، دلیلی نداشت امام (ع) جداگانه به گردآوری آن اقدام نماید و وجهی نداشت که برخی از صحابه به ویژه خلفا از پذیرش آن امتناع کنند و حضرت علی (ع) بفرماید که این مصحف را تا ظهور مهدی (عج) نخواهید دید.
لطفا نظراتتان را درمورد اين پست مهم بيان كنيد .